تبليغاتX
محراب
 

شروع

چیزایی هم هست که آدم وسط این گریه کردن‌ها از خودش و توانائی‌هاش می‌فهمه. این‌که چقدر سختمه تغییرِ مدلِ زندگی، تغییرِ شغل، تغییرِ رابطه‌ها. همه‌ی این تغییرها رو لازم می‌دونم اما تحمل‌شون رو ندارم. لازمن چون ابزارهای شاد زندگی کردن رو ازم گرفته‌ان. چون حق هیچ آدمی نیست که سال‌های محدود زندگیش رو طوری بگذرونه که راضی نباشه، که راهِ جاه‌طلبی‌هاش بسته بشه. دست‌کم برای من لازمن چون خودخواه و خودمحورم و با همین مشخصات هم باید بتونم شاد زندگی کنم. تهِ تهِ ماجرا اینه که دوره‌ی جدیدی رو دارم شروع می‌کنم+ و سخته همه چی.
+زمان برام مهم نیست. حالا دیگه بیشتر از یه ساله که "دارم شروع می‌کنم". نمی‌دونم چقدر دیگه طول می‌کشه تا واقعاً چیزی شروع بشه.


 

نوشته شده توسط محراب در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 8:56 موضوع | لینک ثابت


محسوس

نامه دارم! پاكت از طرف پليس است: مركز كنترل نامحسوس ترافيك. باز كه ميكنم ميبينم كه خيلي محترمانه نوشته كه بعله خلاف كرده‌ايد و اينها و اگر معترضيد فلان كار را بكنيد كه ما رسيدگي كنيم. پشت صفحه عكس ماشينم را انداخته با كيفيت خوب و زوم كرده روي پلاك ماشين و زيرش نوشته كه اينجا بزرگراه نيايش است و حداكثر سرعت ١٠٠ كيلومتر در ساعت و تو ١١٤ كيلومتر در ساعت رفته اي و قبض جريمه هم ضميمه‌ست. بعد من اينقدر خوشم آمده از اين تكنولوژيك شدن و اين برخورد محترمانه که پلیس عزیزمان خیليها را حسرت به دلش گذاشته كه همه‌ش ميخواهم زودتر بروم بانك، ٢٠ هزار تومان بريزم به حساب آقايان.


 

نوشته شده توسط محراب در یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 0:19 موضوع | لینک ثابت


امضا

برگه‌ها را ميگذارند جلويم و تند تند امضاشان ميكنم.

هر امضايي كه ميزنم به برگه قبلي كه كنار گذاشته‌ام نگاه ميكنم و ميزان قوس خطوط و انحناي گوشه‌هاي امضا را دنبال ميكنم. ميخواهم ببينم چقدر شبيه هم هستند.

 

تلفن زنگ ميزند و گوشي را برميدارم. چند ماه قبل بهش چك داده‌ام. ميگويد كه چك‌ات را خرج كرده‌ام و طرف زنگ زده كه بانك نقدش نمي‌كند. مطمئنم كه حسابم موجودي دارد. طرف را پيدا ميكنم و ميپرسم ازش كه چي شده. ميگويد بانك امضاي روي چك را تطبيق نمي‌دهد. چك را ميفرستد برايم و ميبينم خيلي هم شباهتي به امضاي اين روزهام ندارد.

 

اتوماسيون اداري‌مان را بازميكنم و يك نگاهي به عکس امضايم كه پاي نامه‌ها مي‌افتد مي‌اندازم. اين امضايم مال چند سال پيش است. انحناهايش، سرعت تغيير جهت‌هاش شباهتي به اين روزها ندارد.

امضاي آن روزم لابد نشانِ منِ آن روزها را داشته و امضاي امروزم نشانِ منِ امروز دارد. تمايزش توي گوشه‌هاي تند و تيز است و منحني‌هايي كه دارند خط ميشوند.


 

نوشته شده توسط محراب در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 ساعت 18:11 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting